محمد بن علي منجم وابكنوي
32
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
در حشو جدول طلب كنيم ، اگر مانند آن بعينه يابيم ، از برابر آن از حاشيهء جدول برگيريم . واگر مانند I آن نيابيم ، از برابر عددي درآئيم كه از آن عدد كه با ماست كمتر باشد وبدو نزديكتر ؛ واز برابر آن I عدد از عدد حاشيهء جدول برگيريم وآن را محفوظ خوانيم . آن گاه اين عدد حشو جدول را از آن عدد كه I با ماست نقصان كنيم آنچه بماند آن را فضله نام كنيم . پس آن فضله را در تفاضل حاشيهء جدول كه اجزاى I سواست ضرب كنيم وبر تفاضل حشو جدول قسمت كنيم تا تعديل حاصل آيد . آن را بر آن محفوظ زيادت I كنيم تا مطلوب حاصل شود . وباقي بر اين قياس باشد . ودر بعضي از جداول تعديلات وغير آن ، I اعداد حشو جدول را از تفاضل برون آوردهايم ونهاده تا اگر از برابر اجزاى بروج فوقانى درآييم تفاضل I از برابر همان عدد كه درآمدهايم برگيريم واگر از برابر اجزاى بروج تحتانى درآييم تفاضل از برابر عددي تالي آن عدد كه درآمدهايم برگيريم وهمان عمل كنيم . ودر اين صورت فضله ، جزء تفاضل عدد حشو I جدول است واز جنس أو ؛ وتعديل ، جزء تفاضل عدد حاشيهء جدول كه خلاف جنس اوست چنان كه در I اربعهء اعداد متناسبه بيان كردهايم . باب پنجم : در معرفت جيب وسهم وظل از I جدول هر يك وتوابع آن وآن پنج فصل است : فصل أول : در تعريف هر يك از اينها وتنقيح I قوسها ودانستن تمام هر قوسي « 1 » تعريفات ؛ جيب هر قوسي : نصف وتر ضعف آن قوس بود . I به عبارتى ديگر جيب نيمهء هر قوسي ، نيمهء وتر آن قوس باشد . وبه عبارتى ديگر جيب ، عمودى است كه از طرف I قوسي فرود مىآيد بر قطري كه بر طرف ديگر آن قوس مىگذرد . وآنچه از آن قطر ، ميان طرف آن قوس I وموقع آن عمود است آن را سهم آن قوس مىخوانند وجيب معكوس نيز مىگويند . ونهايت جيب ، I به شصت جزو است كه نصف قطر باشد به اصطلاح منجمان ، وآن را جيب أعظم خوانند كه قوس أو I نود درجه باشد يعنى ربع دور . ونهايت سهم ، به صد وبيست جزو است كه تمام قطر است وقوس I أو صد وهشتاد درجه باشد يعنى نصف دور . « 2 » تنقيحات ؛ چون خواهيم كه قوسي را منقح I گردانيم به جهت گرفتن جيب ، اگر آن قوس كمتر از نود باشد ، منقح باشد . واگر بيشتر از نود بود
--> ( 1 ) . [ در حاشية آمده است : ] در اين تعريف جيب نظر است چه جيب سه ربع را اين تعريف متعذر است . ( 2 ) . [ در حاشية آمده است : ] اين تعريف اگر در دايره فرض كنيم شايد اما لازم نيست كه در دو xxx فرض كنند ، چه ما قوسي كنيم كه اين تعريف عام نباشد . پس اينجا بايد گفت كه جيب عمودى است كه از طرف قوسي فرود آيد بر خطى كه از طرف ديگر قوس فرود آمده بود وبر أو قائمه تقاطع كرده باشد كه تمام قطر است وقوس أو صد وهشتاذ درجه باشد يعنى نصف دور .